تبليغاتX
قهوه ی تلخ

قهوه ی تلخ
قهوه ی تلخ نوشیده می شود


خدای من

دلم به چی خوش باشه ؟دلم خوش باشه به چی ؟ به این که هرروز بهترین غذاهارو می خورم در حالی که بچه هایی هستند که در ارزوی خوردن یک تکه نونه خوشکن.بچه هایی که از فرط بدبختی با دستای کوچولو و صورت کثیفشون سر چهارراه گل فروشی می کنن .دلم خوش باشه به پنجره ماشین های مدل بالایی که حاضر نیست برای کمک به یک بچه ی کوچیک حتی اگه پدر و مادرش ادمایی باشن که به ظاهر گدایی می کنن پایین بکشن.چون نمی فهمن اون بچه شاید که احتیاجی نداشته باشه ولی دوست نداره که گدایی کنه.دوست ندارهدستاشو جلوی ماشین هایی که بچه های همسن و سال خودش توش نشستن دراز کنه .اون بچه هزار بار به مادر و پدرش لعنت می فرسته ...

 

دلم به چی خوش باشه؟به این که بیچاره هایی هستند که برای خرج مدرسه ی بچشون چار شیفت کار می کنن و باز هم کم میارن؟به این که از فرط بدبختی و بی کسی خود فروشی می کنن؟

نه .دلم به چی خوش باشه؟ به ادمای پس فطرت و معتادی که برای بدست اوردن پول ومواد و هرچی که نیاز دارن زن و بچه هاشون رو می فروشن؟ به کسایی که به جای استفاده از عقل زناشون به جای استفاده از حمایت اونا جسم و زیبایی اونو به کثافت هایی مثل خودشون می فروشن تا پول بیشتری بدست بیارن؟

دلم به چی خوش باشه؟به جامعه ای که روز به روز کثیف تر میشه؟دلم به چی خوش باشه ؟..اصلا چیزی برای دل خوشی هست؟

 

نه من نیستم مثل  اونایی که بدون فکر کردن به این مشکلات می خورن و می خوابن و از امکاناتشون لذت می برن.خدایا شکرت که توی زندگیم مشکلی ندارم اما خدایا دلم به چی خوش باشه..به چی؟

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 20:15 توسط مهتاب |


خدای من

دلم به چی خوش باشه ؟دلم خوش باشه به چی ؟ به این که هرروز بهترین غذاهارو می خورم در حالی که بچه هایی هستند که در ارزوی خوردن یک تکه نونه خوشکن.بچه هایی که از فرط بدبختی با دستای کوچولو و صورت کثیفشون سر چهارراه گل فروشی می کنن .دلم خوش باشه به پنجره ماشین های مدل بالایی که حاضر نیست برای کمک به یک بچه ی کوچیک حتی اگه پدر و مادرش ادمایی باشن که به ظاهر گدایی می کنن پایین بکشن.چون نمی فهمن اون بچه شاید که احتیاجی نداشته باشه ولی دوست نداره که گدایی کنه.دوست ندارهدستاشو جلوی ماشین هایی که بچه های همسن و سال خودش توش نشستن دراز کنه .اون بچه هزار بار به مادر و پدرش لعنت می فرسته ...

 

دلم به چی خوش باشه؟به این که بیچاره هایی هستند که برای خرج مدرسه ی بچشون چار شیفت کار می کنن و باز هم کم میارن؟به این که از فرط بدبختی و بی کسی خود فروشی می کنن؟

نه .دلم به چی خوش باشه؟ به ادمای پس فطرت و معتادی که برای بدست اوردن پول ومواد و هرچی که نیاز دارن زن و بچه هاشون رو می فروشن؟ به کسایی که به جای استفاده از عقل زناشون به جای استفاده از حمایت اونا جسم و زیبایی اونو به کثافت هایی مثل خودشون می فروشن تا پول بیشتری بدست بیارن؟

دلم به چی خوش باشه؟به جامعه ای که روز به روز کثیف تر میشه؟دلم به چی خوش باشه ؟..اصلا چیزی برای دل خوشی هست؟

 

نه من نیستم مثل  اونایی که بدون فکر کردن به این مشکلات می خورن و می خوابن و از امکاناتشون لذت می برن.خدایا شکرت که توی زندگیم مشکلی ندارم اما خدایا دلم به چی خوش باشه..به چی؟

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 20:14 توسط مهتاب |


نوشیدن یک فنجان از زهر برای مردن ...!

 

و شاید نوشیدن یک قهوه ی تلخ برای رسیدن به ارامش

                                    و یا حتی نوشیدن یک قهوه ی تلخ برای بیداری

 

اینجا قهوه ی تلخ رایگان می دهیم !  هرکس با هدفی به دنبال لیوان قهوه ی تلخ می اید ...

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387 13:35 توسط مهتاب |